نبض عشق

نبض عشق



دریـــا

خوابو از چشام گرفته ، این شبای سردو تیره

خیلی عادت کرده بودم ، با نگات خوابم بگیره

فکر لبخندت کنارم ، چه غریبونه میخندم

به خودم میام دوباره ، چشم خیسمو میبندم

همینکه خوابم میبره ، از خواب میپرم یهو

همینه حال و روز من ، وقتی ندارمت تورو

خواب دیدم بی تو باز ، امروز من فردا شده

دیدم غرق میشدم ، اشکای من دریا شده

تموم خاطراتمون ، از جلو چشمام میگذرن

هرچی بیادو بگذره ، انگار دیدنی ترن

چقد دلم برای تو ، ‌برای چشمات تنگ شده

توو این رویا عزیزمن، چقد چشات قشنگ شده

یادته برای فردا ،‌ما چه رویاهایی بافتیم

خونمون رو توی ساحل ، کنار دریا میساختیم

خودمون رو توی قایق ، وسط دریا کشیدیم

عشق بی اندازمون رو ، توو چشای هم میدیدم

توی خونه رو به دریا ، ما دوتا پنجره داشتیم

واسه عکسامونم حتی ، همیشه منظره داشتیم

غروبا کنار دریا ، فکر من میاد سراغت؟

یا که نه حتی یلحظه ، یاد من نمونده یادت؟

جای پاهام خالی مونده ، روی ماسه ها هنوزم؟

تا کنار موج موهات ،‌به نگاهت چشم بدوزم

خاطراتمون کنارِ ،‌ ساحل چشات رقم خورد

واسه من دریا تو بودی ، که نگاهت دلمو برد

کاش به رویات می رسیدم ، تنها آرزوم همینه

مثل رودی که همیشه ، خواب دریا رو میبینه

قاب عکس خالیه تو ، میگیرم هرشب توو دستم

امشبم با بغض و گریه ، ‌زورکی چشمامو بستم

اشک من بارونه امشب ،‌ از غم دوریت میباره

آرزوم بودیو بازم ،‌ آرزوت کردم دوباره

 

ادامه نوشته شده درپنجشنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۴ ساعت 23:0 توسط مرتضی |

رنگ سال

کنار هفت سینمون ، وقتی چشات مال منه

نشسته ای کنار من ، این بهترین حال منه

وقتی نگاهم میکنی ، چشات چه دوسداشتنیه

امسال رنگ سالمون ، مثل چشات قهوه ایه

توو آینه کنار شمع ، عکس چشای نازته

آروم جون من ازون ، نگاه چشم نوازته

کنارمی توو قلب من ، چه حال و چه هوائیه

هرسال رنگ سالمون ، مثل چشات قهوه ایه

نوشته شده دردوشنبه ۳ فروردین۱۳۹۴ ساعت 14:18 توسط مرتضی |

به وقت چشمات

به پلک برهم زدنت

سال من تحویل می شود

وقتی گردش زمین و زمان من

به وقت چشمهای توست

نوشته شده درشنبه ۱ فروردین۱۳۹۴ ساعت 15:10 توسط مرتضی |

از چشم تو

رویای این شبها بازم

از چشم تو شروع میشه

خورشید هرروز از خونه

با چشم تو طلوع میشه

این چشمهای کم طاقت

با اشک قصه میسازن

از چشم تو جون میگیرن

با اشک تو جون میبازن

 

نوشته شده دریکشنبه ۲۴ اسفند۱۳۹۳ ساعت 17:15 توسط مرتضی |

کدامین ستاره...

در فراقت امشب

پروانه ها مسیر برگشت به باغ را گم کرده اند

وقتی چشمک های پی در پی تو را

نشانه ی راهشان کرده بودند

و حال

تو پشت کدامین ستاره پنهان شده ای 

در فراقت امشب

تک تک ستاره ها را می شمارم

نمیدانم تو از پشت کدامین ستاره

به نظاره ی من نشسته ای...

 

نوشته شده دریکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ ساعت 16:54 توسط مرتضی |

لبخند تو معجزه س

یه وقتایی که توو چشمات ، یه لحظه غصه میشینه

دلم میلرزه اون لحظه ، که چشمای تو غمگینه

بخند تا واسه پروازم ، نگاهت آسمون باشه

چقد خوبه که لبخندت ، همیشه بینمون باشه

 

نوشته شده درسه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ ساعت 17:46 توسط مرتضی |

مهربونی

چشم تو یه پنجره س ، که رو دریا وا میشه

صد تا دریا توو دلت ، مهربونی جا میشه

قد دریاس دل تو ، دل من یه ماهیه

از توو مرداب چشام ، به دل تو راهیه

عزیزم کنار تو ، من همیشه عاشقم

باز به من بگو برات ، من یه مرد لایقم

من یه گلدون تو یه گل ، که شکفتی توو دلم

مهربون تر از همه ، مهربونی تو گلم

 

ادامه نوشته شده درسه شنبه ۵ اسفند۱۳۹۳ ساعت 20:4 توسط مرتضی |

هر روز ، روز عشق

چه زیباست زندگی

وقنی تمام دنیای من از عشق تو پر شده

چه شاعرانه است 

سطر سطر خیال من با تو

من

عاشق شده ام

عشق تو من را رویایی ترین مرد این سرزمین کرده است

همه من را می شناسند

وقتی به سراغ تو می آیم

تمام گلهای سرخ مرا صدا می زنند

برای نشستن روی موهایت

و من گل سرخی را برایت می آورم

که لب پنجره ی دلتنگیهایم

با اشک های من روییده

به سراغت می آیم

به سراغ توکه همسایه ی دریایی

ای عشق دریایی

عشق من را بپذیر

ای انتظار شیرین

ای رویای تمام این سالهای دور از تو

من

عاشق شده ام

عشق تو من را رویایی ترین مرد این سرزمین کرده است

 

ادامه نوشته شده درشنبه ۲۵ بهمن۱۳۹۳ ساعت 17:36 توسط مرتضی |





© Copyright 2007-2015, All Rights Reserved nabzeeshgh