نبض عشق

نبض عشق



دریای خیال

به هرچی که فکر میکنم، همش توو رویای توام

همش به تو فکر میکنم، محو تماشای توام

رویای عشق تو منو، از همه دورم میکنه

با اینکه کم تحملم، اما صبورم میکنه

با اینکه دریای منی، حتی اگه یه ساحلم

اما واسه نگاه تو، خیلی همش تنگه دلم

برای آروم شدنم، رویات دیگه کافی نبود

کاشکی قدم زدن باهات، دیگه خیال بافی نبود

هرروز غروب منتظرم، من لب دریای خیال

به چشم تو فکر میکنم، به لحظه ی خوب وصال

چشاتو هی نگاه کنم، هواتو هی نفس نفس

کنارت آروم بگیرم، رها رها از این قفس

 

نوشته شده دردوشنبه 5 آبان1393 ساعت 14:33 توسط مرتضی |

نشونه ای از یه رویا

قلب منو درمونده نذار حالا

شجاعت، منو رها نکن

به عقب برنگرد

حالا که ما اینجاییم

مردم همیشه میگن

زندگی پر از انتخابه

هیچکس اصلا اشاره ای نکرد به ترس

یا اینکه چطور دنيا میتونه اینقدر وسیع به نظر بیاد

توی یه سفر

به آینده

جایی پایین این جاده

می دونم یه نفر منتظره

روياهای تمام این سالها نمی تونه اشتباه باشه

دست هایی با آغوش باز

ایمن و خواسته شده خواهم بود

سرانجام آغوشی که به اون تعلق دارم

من زود یاد میگيرم

در این سفر

به آینده

خونه ای از جنس عشق

یه زمانی منم حتما اونو خواهم داشت

وقتی که به تو می رسم

من هرگز کامل نخواهم بود

تا وقتی که تو رو پیدا کنم

یک قدم در یک زمان

یک آرزو، سپس یکی دیگه

چه کسی می دونه اين جاده کجا ممکنه بره؟

در تمام این مدت

يک نفر منو ايمن و گرم نگه داشته

برگرد به کسی که بودم

تا پيدا کنم آینده ام رو

چیزايی که قلبم هنوز نیاز داره بدونه

بله، بذار اين یه نشونه باشه

بذار اين جاده مال من باشه

بذار منو به سمت تو هدایت کنه

و منو به تو برسونه

سرانجام

 

نوشته شده درسه شنبه 8 مهر1393 ساعت 5:44 توسط مرتضی |

کاش من هم...

 

 

اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد

چون تمام غریبان تورا می شناسند

کاش من هم عبور تورا دیده بودم

کوچه های خراسان تورا می شناسند

 


 

ای که نگفته حرفهای دلم را میدانی
آی پیدای پنهان...

نوشته شده درپنجشنبه 3 مهر1393 ساعت 15:31 توسط مرتضی |

کوچه باغ

صدا صدا، صدا میاد

از توی کوچه ها میاد

کنار رد پای من

جای یه ردپا میاد

قدم زنون توو کوچه باغ

صبح یه روز بارونی

خوشبختی پشت سر ما

آروم و بی صدا میاد

زمزمه ی کوچه و باغ

حرف عبور من و توست

گنجشکا آواز میخونن

وقتی صدای ما میاد

صدا صدا، صدا میاد

از توی کوچه ها میاد

دوباره باز صدایی از

خنده ی ما دوتا میاد

...

نوشته شده درسه شنبه 25 شهریور1393 ساعت 15:49 توسط مرتضی |

محتاج چشماتم

يه چيزي توي قلبم داره انگار

منو از عمق قلبم ميسوزونه

مث كوهي كه تازه بعد چند قرن

حالا فهميده كه آتش فشونه

دلم از شوق عشق تو هميشه

توو اوج آسمونا يه پرندس

ولي بي تو با اين بال شكسته

پريدن از رو ديوارم كشندس

ميميرم غصه باشه توي چشمات

ميدونم از نگاهت خيلي دورم

اگه گاهي نديدم غصه هاتو

بزارش پاي اين چشماي كورم

يوقتايي كنار ساحل اما

نميشه عمق اين دريا رو ديدش

ولي با يه صدف از عمق دريا

ميشه حرفاي دريا رو شنيدش

همين شبها دلم خيلي گرفتس

يه دردايي توو قلبم موندگاره

يه دردي كه نميشه گفت درده

اگه برگردي پيش من دوباره

 

نوشته شده دریکشنبه 23 شهریور1393 ساعت 20:26 توسط مرتضی |

بانوی دلبر

 

دل می بری از چشمای من بانوی دلبر

قلبم به فدای ناز چشمات شود آخر

رویای تو آرامش هرلحظه ی قلبم

من فکرو خیال ناز چشمای تو در سر

عطر خوش دستای تو و لمس نگاهت

احساس تو بی تابیه این چشمای پرپر

با اینهمه زیباییه تو ماه شب من

امشب تو به جای ماه، رخشنده چو گوهر

 

نوشته شده درجمعه 24 مرداد1393 ساعت 19:48 توسط مرتضی |

نقطه سر عشق

 

یه نقطه سر عشق، مث روز اول

اگرچه کویرم، سر راه جنگل

تو دریایی و من، کنارت یه رودم

که هرکاری کردم، کنار تو بودم

نوشته شده درسه شنبه 14 مرداد1393 ساعت 0:36 توسط مرتضی |

مروارید

تویی آن ماه زیبا تو، که بامن هستی هرجا تو

چو پروانه به دور شمع، دلم پر می کشد تا تو

کنار ساحلِ محزون، افق نیلی و نورانی

در این اندیشه ام بازم، شوی تعبیر رویا تو

به روی ماسه یک قایق، که مانده چشم براه موج

منم آن قایق تنها، ولی آن موج دریا تو

صدف در قلب دریا چون، به مروارید وابسته

که مروارید قلب من، تویی بانو، تنها تو

عروس آب و آئینه، حریر دامنت دریاست

به دنبال تو می گشتم، میان موج پیدا تو

من از این زندگی تنها، به چشمان تو دل بستم

که دنیا یک طرف اما، دل من تا ابد با تو

نوشته شده دریکشنبه 15 تیر1393 ساعت 2:34 توسط مرتضی |





کپي برداري واستفاده از عكس ها و مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

© Copyright 2007-2014, All Rights Reserved nabzeeshgh